قاطی ِ کاغذ باطله ها
مچاله شدی توی سطل ! حالا پست بعدی !
خبر دوستت دارم را به تو می رساند برای پیدا کردن خودم انتظار آمدنت را می کشم. پا نوشت : باد درست جایی می وزد / که ما در آن پناه گرفته ایم ما بد شانسیم و کاری هم نمی شود کرد به هر ضیافتی که رفتیم / قورباغه هایی که راه را گم کرده بودند سر از لیوان های ما در آوردند ! یکی را دو بار دوست داشته باشم دو نفر را یک جا چه کار می شود کرد؟ دوست داشتن بلدم شمردن بلد نیستم (آیدین روشن) پانوشت : تو را با تپش های قلبم سرودم به این واژه ها احتیاجی ندیدم ! حیران ِ خاطرات ِ سبز یک زبان پر از حرف های نگفته دو گوش آکنده از ناشنیده ها و یک مغز خیال کردند / پــــول ســـفــــر به زادگاهم را ندارم / زیــــر پایم / سکه انداختند ... آسمان مانند اقیانوس بود غربتم گِرد است ، می دانم ، ولی عددی نشدیم !
چقدر باید از این امتحان عبور کنم !
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |

